چهار پند مهم الاغ داستان و حکایتی ناب و دوست داشتنی
حکایت و داستانی ناب از الاغی که به داشته هایش قانع شد از مرزبان نامه شغالی در همسایگی باغی زندگی میکردی هر روز که گرسنه میشد به باغ می رفت انگور میخورد و بعضی مواقع انگورها را له نموده و خراب میکرد روزی باغ بان از این وضع برآشفت و کمین کرد تا شغال وارد باغ شد آنگاه راه خروج شغال از باغ را بست و کتک مفصلی به




پیام جدید از پشتیبان






































