دکلمه غزلی زیبا و ناب از شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
ای پرتو وجودت در عقل بی نهایت هستی کاملت را نه ابتدا نه غایت هستی هر دو عالم در هستی تو گمشد ای هستی تو کامل باری زهی ولایت ای صد هزار تشنه، لب خشک و جان پرآتش افتاده پست گشته موقوف یک عنایت غیر تو در حقیقت یک ذره می نبینم ای غیر تو خیالی کرده ز تو سرایت چندان که سالکانت ره بیش پیش بردند ره پیش بیش د




پیام جدید از پشتیبان









































