♦️کاش بالای سر خود حسنی داشت حسین...
فصل باریدن اشک آمده باران شده ام آخر ماه صفر گشته و حیران شده ام اولین حرف که آمد به لبم اسم تو بود از تولد به خدا مست حسن جان شده ام مادرم دست مرا داد به دستان کریم بی سبب نیست که محتاج کریمان شده ام من مسلمان شده دست امام حسنم از عنایات حسن بوده مسلمان شده ام خواب دیدم حرم و گنبد و ایوان داری در میان حر




پیام جدید از پشتیبان










































