دیوان حافظ غزل 46 - نسخه کامل
گل در بَر و می در کف و معشوق به کام است / سلطانِ جهانم به چنین روز غلام است گو شمع میارید در این جمع که امشب / در مجلسِ ما ماهِ رخِ دوست تمام است در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن / بی روی تو ای سرو گُل اندام، حرام است گوشَم همه بر قولِ نی و نغمهٔ چنگ است / چشمم همه بر لَعلِ لب و گردشِ جام است در مجلسِ ما عِطر




پیام جدید از پشتیبان


































