دکلمه ای ناب از غزلی زیبا از فخرالدین عراقی عارف قرن هفتم
غزل خوانی زیبا از فخرالدین عراقی ای به تو زنده جسم و جان، مونس جان کیستی؟ شیفتهٔ تو انس و جان، انس روان کیستی؟ مهر ز من گسسته ای، با دگری نشسته ای رنج ز من شکسته ای، راحت جان کیستی؟ چونکه ز من جدا نه ای، چیست که آشنا نه ای؟ یک دم از آن ما نه ای، آخر از آن کیستی؟ نز تو به من رسد اثر، نی به رخت کنم نظر




پیام جدید از پشتیبان









































