شیطانی که چراغ به دست شد!
شیطانی که چراغ به دست شد!مردی خسته پس از کار، در یک شب سرد و بارانی سه بار برای رفتن به مسجد تلاش می کند. دو بار در تاریکی زمین می خورد اما هر بار بلند می شود، خود را آراسته می کند و ادامه می دهد. در تلاش سوم، مردی با چراغ به پیشواز او می آید و راه را برایش روشن می کند. اما در مسجد یک شوک بزرگ منتظر است: آن م




پیام جدید از پشتیبان

















