دیوان حافظ غزل 183 - نسخه کامل
دوش وقتِ سَحَر از غُصّه نجاتم دادند / واندر آن ظلمتِ شب آبِ حیاتم دادند بیخود از شَعْشَعِهٔ پرتوِ ذاتم کردند / باده از جامِ تَجَلّیِّ صفاتم دادند چه مبارک سَحَری بود و چه فرخنده شبی / آن شبِ قدر که این تازه براتم دادند بعد از این رویِ من و آینهٔ وصفِ جمال / که در آن جا خبر از جلوهٔ ذاتم دادند من اگر کامروا گش




پیام جدید از پشتیبان










































