دیوان حافظ غزل 204 - نسخه کامل
یاد باد آن که نَهانَت نظری با ما بود / رَقَمِ مِهرِ تو بر چهرهٔ ما پیدا بود یاد باد آن که چو چَشمت به عِتابم می کُشت / مُعْجِزِ عیسَویَت در لبِ شِکَّرخا بود یاد باد آن که صَبوحی زده در مجلسِ انس / جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود یاد باد آن که رُخَت شمعِ طَرَب می افروخت / وین دلِ سوخته پروانهٔ ناپروا بود یا




پیام جدید از پشتیبان










































