دیوان حافظ غزل 493 - نسخه کامل
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی / دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب نمی ماند / دریاب ضعیفان را در وقت توانایی دیشب گله زلفش با باد همی کردم / گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی صد باد صبا این جا با سلسله می رقصند / این است حریف ای دل تا باد نپیمایی مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد /




پیام جدید از پشتیبان




























