دیوان حافظ غزل 72 - نسخه کامل
راهی است راهِ عشق که هیچش کناره نیست / آن جا جز آن که جان بسپارند، چاره نیست هر گَه که دل به عشق دهی، خوش دمی بود / در کارِ خیر حاجتِ هیچ استخاره نیست ما را ز منعِ عقل مترسان و می بیار / کآن شِحنه در ولایتِ ما هیچ کاره نیست از چشم خود بپرس که ما را که می کُشد؟ / جانا گناهِ طالع و جرمِ ستاره نیست او را به چشمِ




پیام جدید از پشتیبان


































